حدیث نور

امروز : جمعه
22. مهر 1390
16. ذي‌القعده 1432
14. نوامبر 2011
اهل البصر سایبری ها دیدار با رهبری می خواهند
عیدی صاحب الزمان(عج)

«امروز هم شهدا خودشان را نش...

ادامه مطلب
فیض زیارت

طبق برنامه‌ای كه تدارك دید...

ادامه مطلب
احترام به آقاامام زمان(عج)

در اولین روزهای پس از فتح خ...

ادامه مطلب
ما تا به حال پاسداری از خون شهدا کرده ایم؟

خبرنامه

به خبر نامه ی خادمین شهدا بپیوندید.

نام:

ایمیل:

آخرین نظرات

کارت عضویت

صراط

 graphic1222 logo-hr-fallah

 
حدیث نور:::: سنگر سایبری حدیث نور
احترام به آقاامام زمان(عج) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط شهاب   
پنجشنبه, 31 شهریور 1390 ساعت 12:53

در اولین روزهای پس از فتح خرمشهر پیكر 25 تن از شهدای عملیات آزادسازی خرمشهر را به شیراز آورده بودند پس از اینكه جمعیت حزب الله بر اجساد مطهر این شهیدان نماز خواندند علمای شهر،‌ مسئولیت تلقین شهدا را بر عهده گرفتند. هنگامیكه من به درون قبر یكی از این عزیزان رفتم و شروع به خواندن تلقین نمودم با صحنه‌ای بس عجیب و تكان دهنده مواجه شدم، تا جائیكه تلقین را نیمه كاره رها كردم و از قبر بیرون آمدم، ماجرا از این قرار بود كه هنگام قرائت نام مباركه ائمه (ع) در تلقین، به محض اینكه به نام مبارك حضرت صاحب الزمان (عج) رسیدم، دیدم كه شهید انگار زنده است، چشمانش باز شد و لبخندی زد.

منبع :كتاب حدیث عشق  
راوی : آیت الله حائری شیرازی

 
نمازشب مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط شهاب   
چهارشنبه, 23 شهریور 1390 ساعت 19:21

جدی جدی مانع نمازشب و تهجد و شب زنده داری بچه ها می شد. تا جایی که می توانست سعی می کرد نگذارد کسی نماز شب بخواند.گاهی آفتابه آبهایشان را که سر شب پر می کردند و پشت سنگر قایم میکردند خالی میکرد،اگر قبل از نماز صبح بیدار می شد پتو از روی سر بچه ها که در حال نماز بودند می کشید، اگر به نگهبان سپرده بودند که زودتر صدایشان کند و می خواست به قولش وفا کند نمی گذاشت و خلاصه هر کاری از دستش می آمد کوتاهی نمی کرد.


با این وصف یک وقت بلند می شد می دید ای دل غافل! حسینیه پر است از نماز شب خوانها. آن وقت بود که خیلی بامزه می ایستاد به داد و بیداد کردن:ای بدبختها! چقدر بگویم اینقدر نماز شب نخوانید. اسلام والله به شما احتیاج دارد. فردا اگر شهید بشوید کی میخواهد اسلحه هایتان را از روی زمین بردارد؟ چرا بیخودی خودتان را به کشتن می دهید؟بچه ها هم هر چی خودشان را کنترل می کردند که سر نماز نخندند نمی شد و حرفها کار خودش را می کرد.....

 
اولین بسته ی فرهنگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
یکشنبه, 20 شهریور 1390 ساعت 18:55

بسم رب الشهدا...

 

به عشق مادر زهرا س و ولایت و شهادت...

انتشار اولین بسته ی فرهنگی گروه حدیث نور

برای دانلود عکسها با سایز اصلی و کیفیت بالا  به ادامه ی مطلب رجوع کنید...

agha_2ya_zahra34

ادامه مطلب...
 
بی سیم به عشق بی بی زهرا س مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
شنبه, 19 شهریور 1390 ساعت 22:35

20080110454

گفتگوی بیسیمی حاجی وسید

حاجی ، حاجی ؛ سیٌد:
حاجی جان ! اروند طوفانی شده ، طناب رابط پاره شده ؛ بچٌه ها را آب برد .
سیٌد ، سیٌد ؛ حاجی :
سیٌد جان ! آسمان دلها هم اینجا بد جوری ابری شده ، حال و هوای دل بچٌه ها هم طوفانی
شده و اصلاً تعریف نداره . سیم ارتباطی خیلی ها قطع شده ؛ امواج خروشان دنیا طلبی ،
خیلی ها رو با خودش برده .

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 20 شهریور 1390 ساعت 00:03
ادامه مطلب...
 
______________ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
شنبه, 19 شهریور 1390 ساعت 14:03

بی تو چه کنیم مادر...

ya_zahra5

 
عشق برتر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط شهاب   
شنبه, 19 شهریور 1390 ساعت 12:28

حسین علی مهرزادی معلم فداکاری بود که راه جبهه را در پیش گرفت. با توجه به قابلیت هایی که داشت مسولیت ستاد لشکر 25 کربلا به ایشان سپرده شد.

مهرزادی،والفجر هشت را آخرین حضور نظامی خود می دانست. به همین خاطر خودش را برای شهادت آماده کرده بود.قبل از عملیات هر بار در هر جلسه ای که برای هماهنگی عملیات در فرماندهی برگزار می کردیم، او از همه می خواست تا برای شهادتش دعا کنند.

در مقر لشکر بودیم و داشتیم برای اعزام به منطقه عملیاتی آماده می شدیم. بچه ها آخرین سفارش ها و وصیت های خود را انجام می دادند.چهره ی مهرزادی بیش از همیشه نورانی شده بود. موقع حرکت، خبر دادند که همسر ایشان پشت خط منتظر است تا با او صحبت کند. این آخرین تماس با پشت جبهه بود.از مهرزادی خواستم برود و با همسرش خداحافظی کند و بعد از آن راهی خط شویم. او از این کار امتناع کرد.اصرار بچه ها هم فایده ای نداشت.با لبخند می گفت:«نمی خواهم سیم شهادت قطع شود.» او عاشق همسرش بود و می ترسید این ارتباط عاطفی مانع وصلت حقیقی او شود.

سه روز پس از عملیات،مهرزادی به آرزوی خود رسید و خاک را برای خاکیان گذاشت و رفت.

راوی: مرتضی قربانی

 
شق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط سما   
جمعه, 18 شهریور 1390 ساعت 16:18
عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم
دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله نور
گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم
نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی
از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم
سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان
دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد قل عشق الله الصمد
راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم
گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو
دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم
ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن
مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم
میزبان عشق است و وای از عشق! غوغا می کند
هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم
آخرین بروز رسانی در جمعه, 18 شهریور 1390 ساعت 16:21
 
به عشق بی بی جان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
پنجشنبه, 17 شهریور 1390 ساعت 22:00


ya_zahra3

 

مادرم................


آخرین بروز رسانی در جمعه, 18 شهریور 1390 ساعت 12:26
 
روایت راوی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
پنجشنبه, 17 شهریور 1390 ساعت 17:57

پخش مستند روایت فتح از شبکه مستند سیما ( شبکه ی 13 پخش دیجیتال )

هر شب ، ساعت 22:30

avini_3

آخرین بروز رسانی در جمعه, 18 شهریور 1390 ساعت 11:25
 
امـــــــــــیر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط خادم سپاه اسلام   
سه شنبه, 15 شهریور 1390 ساعت 14:04
حضرت آقا...
 


صفحه 2 از 11
Joomla extensions by Siteground Hosting
Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS