حدیث نور

امروز : شنبه
23. مهر 1390
17. ذي‌القعده 1432
15. نوامبر 2011
اهل البصر سایبری ها دیدار با رهبری می خواهند
عیدی صاحب الزمان(عج)

«امروز هم شهدا خودشان را نش...

ادامه مطلب
فیض زیارت

طبق برنامه‌ای كه تدارك دید...

ادامه مطلب
ما تا به حال پاسداری از خون شهدا کرده ایم؟

خبرنامه

به خبر نامه ی خادمین شهدا بپیوندید.

نام:

ایمیل:

آخرین نظرات

کارت عضویت

صراط

 graphic1222 logo-hr-fallah

 

گرانی ارزاق..

FeaturedPopular
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

نرخ گندم و نان روز به روز در مدینه بالا می رفت.نگرانی و وحشت بر همه مردم مستولی شده بود؛ آنکس که آذوقه خود را تهیه نکرده بود در تلاش بود که تهیه کند در این میان مردمی هم بودند که به واسطه تنگدستی مجبور بودند به زور آذوقه خود را از بازار بخرند.

امام صادق ع.از «معتب» وکیل خرج خانه خود پرسید:«ما امسال درخانه گندم داریم؟»

-بلی یابن رسول الله! بقدری که چندین ماه را کفایت کند گندم ذخیره داریم.

-آنها را به بازار ببرو در اختیار مردم بگذار و بفروش.

-یابن رسول الله!گندم در مدینه نایاب است اگر اینها را بفروشیم خرید گندم دیگر برایمان میسر نخواهد شد.

-همین است که گفتم ...گندم ها را به بازار ببرو دراختیار مردم بگذار.

معتب دستور امام را اطاعت کرد و گندمها را فروخت و نتیجه را به امام گزارش داد.

امام به او دستور داد:«بعد از این نان خانه مرا از بازار بخر . نان خانه من نباید نباید با نانی که در حال حاضر توده مردم مصرف می کنند تفاوت داشته باشد.نان خانه من بعد از این نیمی از گندم و نیمی از جو باشد. من بحمدالله توانایی دارم که تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهی اداره کنم ولی این کار را نمی کنم تا در پیشگاه الهی مسئله « اندازه گیری معیشت » را رعایت کرده باشم.

منبع:بحارالانوار جلد 11،صفحه121

آخرین بروزرسانی ( سه شنبه, 04 مرداد 1390 ساعت 22:14 )  
بازدیدکنندگان : 9519

حاضرین در سایت

ما 33 مهمان و 1 عضو آنلاین داریم

اوقات شرعی

اعلامیه ها

هر لحظه ای ذکرتان یا فاطمة الزهرا س باشد. یا حضرت زهرا س

عشق ما

ya-fateme

 

 

لوگوی ما

logo_2
logo_mini
 

تماس با ما

 
Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS