حدیث نور

امروز : جمعه
22. مهر 1390
16. ذي‌القعده 1432
14. نوامبر 2011
اهل البصر سایبری ها دیدار با رهبری می خواهند
عیدی صاحب الزمان(عج)

«امروز هم شهدا خودشان را نش...

ادامه مطلب
فیض زیارت

طبق برنامه‌ای كه تدارك دید...

ادامه مطلب
احترام به آقاامام زمان(عج)

در اولین روزهای پس از فتح خ...

ادامه مطلب
ما تا به حال پاسداری از خون شهدا کرده ایم؟

خبرنامه

به خبر نامه ی خادمین شهدا بپیوندید.

نام:

ایمیل:

آخرین نظرات

کارت عضویت

صراط

 graphic1222 logo-hr-fallah

 

عیدی صاحب الزمان(عج)

Featured
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

«امروز هم شهدا خودشان را نشان ندادند» این جمله‌ی تأسف‌بار بر و بچه‌های تفحص لشگر 14 امام حسین (ع) بود كه در غروب آخرین روز از جست و جوی طاقت فرسا و بی‌نتیجه‌ی خود، با صد اندوه بر زبان می‌آوردند.
آنان امیدوار بودند كه پس از یك هفته تلاش، آقا، امروز دیگر حتماً به آن‌ها عیدی می‌دهد. چرا كه عید شعبان بود و روز ولادت آقا، اما دریغ و حیف، باز هم دست خالی.
در میان این جمع غم‌زده، بیش از همه چهره‌ی خسته و خاك آلود علی‌رضا به چشم می‌آمد. هم او كه با هزار اصرار توانسته بود اجازه‌ی تفحص محدود یك هفته‌ای را در منطقه‌ی عملیاتی محرم بگیرد.
قرارگاه با او مخالفت می‌كرد چون اعتقاد بر این بود كه در منطقه‌ی مد نظر علی‌رضا (منطقه‌ی شرهانی) شهیدی بر جای نمانده، اما او دست‌بردار نبود و آن‌قدر پافشاری كرد تا توانست جواز كار را بگیرد،‌ جوازی كه به او فقط یك هفته اجازه‌ی تفحص می‌داد و امروز آخرین روز آن بود. یك هفته تلاش و جست‌وجو، شكافتن و جابه‌جا كردن خروارها خاك هیچ نتیجه‌ای عاید نكرده بود.
علی‌رضا سر را میان دو دست خود گرفت، آرنج‌ها را بر زانوان خود تكیه داد و با نگاهی حسرت‌بار به دشت مملو از لاله و شقایق منطقه شرهانی چشم دوخته بود.


آفتاب در حال غروب كردن است.
مطابق رسم معمول اهل تفحص، در پایان هر عملیات بچه‌ها یك یادگاری از منطقه‌ی تفحص شده برای خود برمی‌دارند.
یكی پوكه،‌ یكی فشنگ، یكی خشاب، یكی.. اما علی‌رضا فقط به دشت خیره شده،‌ چشمه‌ی چشمان او خاك‌های پهن دشت صورتش را شسته بود.
كم‌كم او نیز خود را آماده می‌كرد تا مانند دیگران بپذیرد كه در این دشت قامت هیچ سروی نیارامیده است. با خود گفت این بار به جای یادگاری‌های مرسوم گلی را برمی‌دارم. در فاصله چند متری شقایقی را نشان كرد به نظر می‌رسد كه با دیگر هم‌جنسان خود تفاوتی آشكار دارد. خوشرنگ‌تر و زیباتر، باشكوه‌تر است و سرفراز‌تر، بلند شد نزدیك رفت هنگامی كه قصد چیدن آن را كرد، حالت خاصی به او دست داد منصرف شد و تصمیم گرفت این گل زیبا را با ریشه درآورد و در ظرفی بگذارد و با خود ببرد. آهسته آهسته خاك‌ها را كنار زد هرچه پایین‌تر رفت تپش قلبش شدید‌تر شد كم‌كم به ریشه رسید خواست كه ریشه را با خاك بیشتری درآورد اما نتوانست. دستانش به جسم سختی خود گویا سنگ بود اما نه سر انگشتانش به او گفتند كه جنس این جسم آشناست.
او این جنس را بارها و بارها لمس كرده،‌ مطمئن نبود، باقیمانده خاك‌ها را كنار زد به ناگه جمجمه‌ای در پیش چشمش آشكار گردید، خدایا چه می‌بینم.....
شقایق از وسط پیشانی شهیدی از خاك سر بیرون آورده، چشمان خود را لمس كرد تا مطمئن شود كه خواب نمی‌بیند.
هفت روز تلاش پیگیر و طاقت‌فرسای او و بچه‌ها نتیجه داده بود، فریاد برآورد یا حسین (ع)، یا زهرا (س)، یا حسین (ع)، همه جمع شدند پلاك را برداشتند مشخصات پلاك نشان از رزمندگان ما داشت. علی‌رضا از خود بیخود شده بود آن‌ها عیدی‌شان را از آقا گرفتند.
پلاك شهید به مركز برده شد و نام او استعلام گردید صاحب پلاك شهیدی بود بزرگوار از لشگر 14 امام حسین (ع) شهید مهدی منتظرالقائم!

منبع :كتاب كرامات شهدا   -  صفحه: 95
 
بازدیدکنندگان : 11649

حاضرین در سایت

ما 16 مهمان آنلاین داریم

اوقات شرعی

اعلامیه ها

هر لحظه ای ذکرتان یا فاطمة الزهرا س باشد. یا حضرت زهرا س

عشق ما

ya-fateme

 

 

لوگوی ما

logo_2
logo_mini
 

تماس با ما

 
Hosting: Ilimitada Hosting Chile VPS